تبليغاتX
آی... نی زن ...

آی... نی زن ...

پراکنده هایی از روزها و شبها

ایران من...

جاده... جاده همیشه تسکینی بوده برایم... تنهایی،خیره به راه و غرق در فکر و خیال...

امروز در جاده بودم،جاده هایی که خوزستان را به فارس وصل می کنند،بهتر بگویم،همان یادگار    داریوش بزرگ،راه شاهی،شوش به تخت جمشید...

به داریوش اندیشیدم...

دوباره زاده شدم...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 23:19  توسط آرش   | 

بازی مهره ی شیشه ای...

۱ـ چند شب است که خوابهای آشفته می بینم... خوابهای مزخرفی که اثرشان هم در زمان دیدنش زجر آور است، هم پس از بیدار شدن...

۲ـ امیدوارم...

۳ـ امشب بعد از مدتها، دوستی را دیدم که مدتها بود ندیده بودمش... دوستی که داستان زندگی اش شهره خاص و عام شده بود... دوستی که گردباد زندگی او را چنان از اوج به زیر کشید که نزدیکترین ها هم از او بریدند... و من همیشه با شگفتی،با حیرت و ترس تنها نظاره می کردم و رهایش نمی کردم، نه تایید نه رد ... و سوالی که مدام روحم را آزار می داد و می دهد : آیا خود می خواست؟خودخواسته بود؟ یا ناگزیر؟ و به خودم فکر می کنم... دوباره  و دوباره...

۴ـ ده سال دیگر، چگونه ام؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 1:7  توسط آرش   | 

این روزها...

با بدتر شدن وضع و دورتر شدن از همه چیز و همه کس،هر چه بیشتر وابسته تنهایی خودم و افکار همیشگی و بی پایان و بی نتیجه ام می شوم،در گیر این که آخر به کجا خواهد انجامید این سودا؟

ولی جرقه هایی هم هست،ناگهانی و پر نور ... که لحظه ای همه جا را روشن می کند،چشم باز می کنی و دنیا را می بینی و تا مدتی به شوقش مستی...

و اگر این جرقه ها نبود،من هم نبودم...

سوال اینست :

جرقه ها نوید شعله ای فروزانند؟ آتشی همواره؟

یا...

 نفس های آخر آتشی به خاکستر نشسته؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 3:1  توسط آرش   | 

پاینده ایم...

قصد داشتم پستی درباره روز مادر و زن بنویسم و ... ولی نتونستم... نتونستم بنویسم.... فقط :

دختران، زنان و مادران این سرزمین،سربلند باشید و پیروز،روزتان خجسته ...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 12:52  توسط آرش   | 

من،سرزندگی و استاد نجف دریابندری

حدود دو ماه پیش در کمال بهت و حیرت از طریق مجله سر آشپز فهمیدم که استاد نجف دریابندری* کتابی درباره آشپزی** تالیف کرده اند که آن طور که گفته بودند بهترین و کامل ترین کتاب آشپزی به زبان فارسی است،کمی راجع بهش پرس و جو کردم و فهمیدم که کتابی است که باید دید و بیشتر مشتاق بودم که بفهمم چرا و چطور استاد دریابندری کتاب آشپزی نوشته اند؟ با آن ترجمه های عالی و بی نقص از آثار ادبی همینگوی،فاکنر،تواین و دیگران و نیز آثار فلسفی مانند تاریخ فلسفه غرب برتراند راسل و ... و بسیاری مقالات و تحقیق و ... که دو تا از کتابهایی که واقعا عاشقشون هستم و از مورد علاقه ترین کتابهام هستند،وداع با اسلحه و پیرمرد و دریا ترجمه ایشان هستند...

دیروز عاقبت کتاب رو خونه یکی از دوستان پیدا کردم و بدون توجه به غرغرهای خانمش که می گفت کتابم رو نبر و غرغرهای خودش که می گفت آرش تو الان می ری و این پوست منو می کنه ! کتاب رو که دوجلد بزرگ بود برداشتم بردم...

امروز ظهر شروع کردم به خوندن و ... چه باور کنید و چه نکنید،چنان عالی بود و چنان خارج از تصور من ـ که با دید یه کتاب دستور آشپزی نگاش می کردم ـ که از شدت شوق بلند شدم و تو خونه شروع کردم به راه رفتن و تند تند قدم زدن ! از خوشحالی این که کتابی دستمه که بسیار بهم خواهد آموخت... اما جریان چی بود؟ مختصرا می گم و دیگر خود دانید...

قبل از رسیدن به دستورات پخت غذا،استاد بر این کتاب ۱۹۷ صفحه،بله،۱۹۷ صفحه مقدمه نوشته است... که شامل جواب سوال من و خیلی های دیگر که چرا ایشان همچه کتابی نوشته اند،نحوه نگارش کتاب،ارتباط نقاشی با آشپزی،خاطرات زندان،تاریخ آشپزی،سبکهای اصلی،آشپزی ملل،لوازم آشپزخانه و کلی مطلب دیگر و همه با نثری که واقعا بی نظیر است و لغات معادل ساخته خود استاد مانند یخ بند به جای فریزر و رندیده به جای رنده شده... و همگی دقیق و کاملا بر مبنای مطالعه و تحقیق وتجربه عملی...  و بعد دستورات پخت هستند که چنان شیوا و زنده و با روح نوشته شده اند که کاملا فراتر از یک دستور پخت صرف هستند و بیشتر شبیه توصیف یک منظره طبیعی یا تابلو نقاشی با تفسیر و توضیح راوی اند... که شامل تاریخچه هر غذا و خاستگاه آن،ریشه لغوی نام،و هر چیز دیگری که شایسته نوشتن در مورد آن بوده... فرهنگ بزرگ و کاملی درباره مواد غذایی و شیوه های پخت آنها در ایران و دیگر کشورها به بهترین شکل ممکن در دوجلد و نزدیک به دوهزار صفحه...

در حال حاضر در حال خوندنش هستم نه به عنوان کتاب آشپزی بلکه به عنوان یه رمان جذاب و خوندنی و سرشار از اطلاعات که پره از مسائلی که ظاهرا باید بی ربط باشند : ایالات مختلف اسپانیا و اینکه چه مردمی دارند،فرهنگ ژاپنیها، چگونه فرهنگ ایرانی خودش رو به مغولهای وحشی تحمیل کرد و تقلید عباسیان و امویان از دربار ساسانی...

فقط می تونم بگم بخونیدش ... و هزاران درود بر استاد "نجف دریابندری"

 

 

* نجف دریابندری،متولد  ۱۳۰۸ آبادان،مترجم،بیشترین شهرت ایشان به واسطه ترجمه ادبیات معاصر آمریکا مانند آثار همینگوی،فاکنر،دکتروف،مارک تواین و نیز آثار برتراند راسل است.

** نام کامل کتاب : "کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز" نوشته نجف دریابندری با همکاری همسرش خانم فهیمه درستکار، نشر کارنامه،آخرین قیمتی که به دست آوردم ۳۹۰۰۰تومان بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 1:54  توسط آرش   |