تبليغاتX
آی... نی زن ... - این روزها...

آی... نی زن ...

پراکنده هایی از روزها و شبها

این روزها...

با بدتر شدن وضع و دورتر شدن از همه چیز و همه کس،هر چه بیشتر وابسته تنهایی خودم و افکار همیشگی و بی پایان و بی نتیجه ام می شوم،در گیر این که آخر به کجا خواهد انجامید این سودا؟

ولی جرقه هایی هم هست،ناگهانی و پر نور ... که لحظه ای همه جا را روشن می کند،چشم باز می کنی و دنیا را می بینی و تا مدتی به شوقش مستی...

و اگر این جرقه ها نبود،من هم نبودم...

سوال اینست :

جرقه ها نوید شعله ای فروزانند؟ آتشی همواره؟

یا...

 نفس های آخر آتشی به خاکستر نشسته؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 3:1  توسط آرش   |